تبليغاتX
happy 6 friends
i love hate but i hate love
فقط باید بودی می دیدی...

دوشنبه بکس باهم بطور ناگهانی تصمیم میگیرن که مدرسه رو برای سه شنبه بپیچونن. شیرین عسلها که پایه ثابت مدرسه اند و یه سریها جوگیر و یه سریها مثل منو ۲قولا به دلیل غیبت در همون هفته به سوی مدرسه روانه شدیم حالا همه به امید این اومده بودن که بیان ببینن کسی نیست برن خونه خوب نصف کمتر کلاس حاضر بودن ۳تا تجربی ۹تا ریاضی(این بکس ریاضی همیشه درس رو به خوش گذرونی ترجیح میدن! پس چــــــــــــــــی؟) بقیه دوستان مثلا درحال درس خوندن بودن.

-نیکی جون اومد سرکلاس ووووووووووووش چرا هیچکی نیس؟ ـ نمیدونیم خانوم  -هانی برو پایین بگو بیان ببینن این چیه آخه؟ ـ بله بگین ما بریم خونه خانوم بریم؟ - نه من درس میدم پر نکته تازه از بقیه ام ۰.۲۵کم می کنم تا بفهمن عربی درس مهمی و ...

کلاس پر نکته شروع شد از رو گاج می نویسیم تجزیه ترکیب ترکیب تجزیه تجزیه ترکیب و... خسته شدیم سپیده میاد جو کلاسو عوض کنه میگه خانوم طویطی و... هانی و سپید شروع می کنن در این بخش حضور داف جکی تجربی ها واجبه که طبق معمول سازمخالف بزنه. م: نه شما به چه اجازه ای پشت دبیر به این خوبی حرف میزینین؟ حالا هی میاد وسط حرف اونا عصبانی میشه گوشاشو میگیره نیکی میاد به خاطره عزیزش بحث تموم کنه میگه آخه خانوم طویطی ... آهااااااااااااااا اینو که گفت ۴شنبه بود که دود از گوش بکس تجربی دراومده بود که فلان و...    

روز جذابی بود ما زنگ عربی  نکته های پزشکی آموختیم آخه معلممون قرار بوده داروساز بشه ولی نمیدونیم چی میشه میاد معلم ما میشه؟!! (کدو و ماهی و سوسکی براتون توضیح میدن)

بلـــــــــه! ما متوجه تفاوت استعمال و استفاده شدیم که نیکی میگه: ما تو داروخانه بودیم دارو نوشتیم یه آقای ... این دارو رو میخوره حالش بدتر میشه که بیتر نمشه استادی داشتن آقای شریف این مساله رو عملی به اون آقای ... آموزش میدن و برای دانشجویان محترم اکس پلــــــــــــــــــــــــــین "با لحجه مخصوص" می کردند و خلاصه ....  (کلاس رو هواس)

در اوج کلاس پرنکته به کلمه پزشکی برخورد میکنیم -می پرسه به انگلیسی چی میشه... به حرف ما که گوش نمیده خودش باید بگه... که زنگ می خوره و...

کلی ماجرای خنده دار دیگه که در قسمت های بعد می تعریفیم

اعضای این بلاگ جز من و مورچه پیچوندن...  تازه ما که رفتیم مدرسه امتحانمون نصف شد

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 2:58  توسط خارخاری | 

آخر قصه ی پر هیجان یکشنبه ما اووووووف.........یه مقدار زیادی غم انگیز تموم شد.سمندر عصبانی قرمز شده بود .موهاش سیخ رو هوا از گوشاش دود می زد بیرون از دهنش آتیش خوب برگشت هنوز دهنش باز نکرده بود منو سانی سیاه شدیم (سوختیم !!) کارمون با موفقیت انجام نشد .اومدیم ادامه ی کارو به ماهی واگذار کنیم که قبل از اینکه ما ماجرا رو به نیلو بگیم پرده ی گوشمون پاره شد !

خلاصه سمندر زهرشو ریخت و به هر طریقی که می تونستJooJoo شو از ما گرفت (خودمونیما کلاسو گذاشتیم رو سرمون با این کار .من از معنی نوشتن جا موندم و بیخیال شدم ! ماهی از خواب پرید سانی خشمگین شد...)

سایه هم یه نگاه جذاب پر از ذوق و شوق به ما کرد و میرزا جاشو عوض کرد ! خلاصه اینکه اخرش با قهر و دعوا همراه بود . بد شد ! اولش خیلی باحال بود ! خب اولش تقصیر خود گوسفندش بود !

ما اصلا نمی دونستیم که JooJoo داره ! ولی داشت !دیگه آخر قصه ماها که رفتیم پی کار خودمون و علی موند و حوضش ! سایه موند و جوجوش با قلب های شکسته دوستاش !!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 13:18  توسط خارخاری | 

نمی تونین حتی تصورش کنین که ...

امروز بعد زنگ جذاب اختاپوس که با ...طلا همراه بود عزیز داشتیم و یه امتحان مفصل... از باشگاه اومدیم. همه داشتن مثلا درس می خوندن توی اون سر و صدا.یه یه ربعی گذشت و اندیشیدیم که اگه امروز عزیز نیاد چقدر خوبه. با کلاغ ماهی سوسک مورچه کدو و ففر رفتیم تو کلاس ت.ج بطری بازی. ماهی و کلاغ به هم افتادن و قرار شد ماهی در رو باز کنه هرکی که پشت در بود کلاغ باید بوسش کنه واااااااااااااااااای.... چشمتون روز بد نبینه که همین که در باز شد آقای دکتر نمایان شد مستان بدبخت گریه اش در اومده بود در حین اینکه پشت در داشتیم تصمیم می گرفتیم که چی کار کنیم... تق تق صدای در. ــ بله؟ خانوما من می خوام بیام سر کلاستون ــ ما: وااای... بفرمایید! ففر و مستان که جیم شدن ماهیم که دید تو هچل افتادیم گفت ما ریاضییم ببخشید و کلاس موند و کدو و آقای دکتر   فکر کردیم که پیچوندیمش ولی... اومد دم کلاس ر.ی گفت همتون بیان تو کلاس کارتون دارم. همون موقع بود که یه فکر بکر به مخم خطور کرد بچه ها بیاین ته کلاس (ته کلاسمون دوتا دیوار کوتاه که واسه پیچوندن بیسته بیسته) دوییدیم اون پشت قایم شدیم من کلاغ ماهی سوسک. بــــــــــــــــــــــــــــله آقای دکتر تشریف اوردن ساعت؟ ۹:۳۰ بامداد.  همه از کارمون شوک شده بودن ما هم داشتیم خودمون جا می کردیم که نبینمون خنده بود... اولش ساکت بودیم نمی دونستیم جو چیه!! ولی یه زره که گذشت... هرهرهرهرهرهرهر صدای خنده های خفه شده ی ما بود. این دوستان مهربون ما هم که از روی حسودی گیر دادن که پنجره رو باز کنیم هوا خوبه. هـــــ دستشون درد نکنه پنجره رو باز کردن ما کم کم شروع کردیم به لرزیدن... حالا سوسکی سرفش گرفته نمی تونست سرفه کنه ما هم داشتیم منفجر می شدیم از خنده من که اومدم مثلا جلو خندمو بگیرم هههههههههههییییی هرهرهرهرهر و همه بچه ها پشتمون خندیدند. ساعت؟۱۰:۱۰ ــماهی: ۴۵دقیقه مونده. به به بچه هایی که شورا بودن اومدن (ببیی.فک) و بقیه بچه هایی که پیچونده بودن و خانوم مدیر. قلوپ... قلبمون تو حلقمون بود داشتیم میمردیم اگه میومد... رفت! خطر از بیخ گوشمون گذشت! به سایه میگیم بیاد پنجره رو ببنده تابلو وایساده به ما می خنده و بعدم بر می گرده می گه تست فیزیک زدین؟ ـما: سایه هیس... سایه سایه از کیف خاری خوراکی بده. گلوپ یه سیب افتاد وسط کله خاری بخورین بقیش واسه خودمه نمی دم.

کلاس شلوغ شده بود ما می تونستیم راحتتر حرف بزنیم که کت افسانه که تن ساناز بود آستینش افتاد همون جایی که نباید می افتاد ــ آقای دکتر: کی اون ته خوابیده؟ ــ بچه ها: هیچکی ــ دکتر: چرا یکی هست!! یه زره حرف می زنه میاد که بره... تشریف میارن ته کلاس منو کلاغ سری کله هامونو مخفی می کنیم و سوسکی ماهی نمایان میشن و ماهی با کمال پرویی تو چشای دکی نگاه میکنه و خنده ای شیطونی میکنه یهو کدو و ففر و الی می پرن بغلمون که شما چی کار کرین؟ و کلاس از صدای خنده پر میشه. پا میشیم میایم همه شاد و خرم و متعجب از کار ما تشویقمون می کنن

هنوز دکی نرفته پایین میاد بالا تق تق... ــ در زدم که اونایی که می خوان قایم شن برن قایم بشن (من و ماهی و کلاغ و سوسک): اییییییییییییییییییش

با اعتماد بنفس ما فوق الوجود نشستیم جلوش یه زره سخنوری کردند و تیکه انداختن و رفتند...

خیـــــــــلی کار جالب و پرهیجانی بود خوش گذشت. سر این اتفاق سوسکی سرمخورد کلاغ پاش گرفت ماهی له شد منم قندیل بستم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 19:7  توسط خارخاری | 
 

 

Tavalode maWhie

 

"*.~.*تولدت مبارک نیلو ماهی*.~.*"

 

 

 

از طرف دوستای ماهی: { خارخاری. سوسکی. ببیی. کدو. مورچه. کلاغ. راسو. فک و... و...}

من به جای همه تبریک گفتم. نمیدونم شاید نمیخواستن تبریک بگن ولی من گفتم دیگه D:

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 20:35  توسط خارخاری | 
لازم به ذکره که من این عکسها رو گذاشتم نه ماهی یییییییییییییی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 15:10  توسط خارخاری | 
 
hot chicks
idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!!
خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!!
hot chicks
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو...
ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!!
همین!

خراب کاری های قبلی
آذر 1387
دی 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
فهرست گند کاری ها
گند کاری به شیوه ی دوتایی
وای ی بازم داکسی!!!
همین جوری اصلا به تو چه؟؟
بجه خفن ها
ماهی کوچولو
کدو
مستان کلاغ
ببیی
خارخاری
سوسک طلایی
مستان کلاغ
بروبچس اینام شاید خفن باشن؟؟
من وممدم
عشق رویایی من
یه نخ سیگار
حرف های نو
عکس جک اس ام اس
A L I C A M E T A L
عکس های جذاب
بهارستان عاطفه
سینه سوخته
عاشقان شیاطین سرخ
قلب متروک
یک عاشقانه ی آرام
ترنم
وبلاگ دارن شان
دارن شان
NADIASUN
حرف دل
احسان
sevda
رویش
بی خیال دنیا
khoshtipe
شب نیلوفری
جوک
خواستنی های یک دلتنگ دیوانه
*The Girl Who Lived*
دانلود آهنگ و برنامه
Harry Potter Games
Gandom
عشق و دوری
دانلود نرم افزارهای جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

the hot chicks

چت کن حال کن