![]() |
![]() |
|
| i love hate but i hate love |
|
به...!امتحان نهایی!!!!!15% یا 25% کدام یک سرنوشت دانش آموزان سومی را تیین می کند!!!! همین موضوع باعث رغابت شدیدی بین دانش آموزان دختر با دختر و پسر با پسر و دختر با پسر و پسر با دختر... شده!!! جزوه ها ی همدیگرو می دزدند! قرص خواب اور تو غذای هم می ریزن...تاریخ امتاحانارو اشتباه به هم می گن و خلاصه همدیگرو واسه25/ 0!!!تیکه تیکه می کنن! اما بریم توی حوزه!بروبجس ما ار همه ریلکس تر و دور از همه ی این رغابت ها رو زمین به شکل دایره نشستن و دارن ادای مرادی و نیکی و صفا رو در می آرن!!! دیگه این آخرای سال داکسی و این حرفا نداریم همه با هم خوبیم....البته هنوز سوسک منتظره یه فرصته که سبزی پلو ماهی درست کنه!!!(بیچاره ماهی)!!! توی حوزه ی ما (آدررسشو نمی گم چون می دونم طرفدارای وبلاگمون این قدر زیادن که همشون میا اون جا تا ما رو بیبنن )که یه مدرسه ی دولتی و چادر اجباری برا دانش آموزای خودش!نه ما... همهمون احساس اسکلیت عجیبی بهمون دست داد!!!! فرض کن جلو صفا موبایل بگیری دستت با دوست پسرت حرف بزنی...!!!ولی این جا این موضوع زیاد مهم نبود اگرم ناظم رد می شد می گفت:سلام منو بهش برسون!!!! اون یکی مانتوشو در اورده و با تاپ توی حیاط راه می ره....!!!!(ما هم پاچه های شلوارمونو می زدیم بالا پامونو می کردیم تو حوض مدرسه) مانتوی اون یکی این قدر تنگه که دکمه هاش تلاش می کنن بهم برسن!!! اون یکی هم داره های لایت آبی جدیدش رو به دوستش نشون می ده!!! ما هم نکته های جدید بهم یاد می دیم!!! و عشق سوسک هانی خوشحاله لنز گرفته... فکر کنم باید اسم وبلاگ رو عوض کنیم!!!آخه تبعیض تا چه حد!!!! امتحان تموم شده منتظریم یکی بیاد ما رو ببره مدرسه کلاس فوق الاده ی حسابان داریم!!هنوز کتاب تموم نشده!!! سکو ها بلنده منو سایه می پریم فمی شینیم خاری و سوسک نمی تونن هر چی تلاش می کنیم نمی شه!!! مجبو می برن از توی باغچه بیان... دارم در مورد شانس عجیب سایه که نگرفتنش بی گجججی شیم می حرفیم!!! از دور یه صحنه ی عجیبی توجهمو جلب می کنه!!! سه تا پسردبیرستانی از بالا می آن... اولی از همه جالب تر بود موهاشو روغن زده بود...فرق وسط...یقه ی بلوزش تا شلوارش باز بود... و با تمام حس داشت سیگار می کشید!!!(اووووووووق) اون یکی مو هاشو افشون کرده بود شلوار پاچه گشاد...صندل با جوراب پوشیده بود موبایلشو گرفته بود دستش یه جوری که"من موبایل دارم ببینین"!. سومی شلوار جین پوشیده بود یه زنجیر از شلوارش اویزون بود.... خلاصه این قدر این سه تا رو جو خوش تیپی گرفته بود... یاد اون پسره افتادم که شماره خونشونو انداخت توی کیف تینی البته تینی هم شماررو ریز ریز کرد پرت کرد تو صورت یارووو!!!! خدا هر کس رو جفتش برسون....آمییییین!!! بعد حسابان دیگه مخامون سوت کشیه ظهره با بربجس یه بستنی کیلویی می خریم با 4 تا قاشق به صورت حلقه وار بستنی می خوریم! البته یاد اوری می کنم که محله ی مدرسه ی ما فوق مذهبیه!!!تا حالا25 بار منو و سایه رو به عنوان پدر بزرگ و مادر بزرگ خواهر برادر....امر به معروف کردن"دخترم شما جای نوه ی منی...حجابتو... " البته سایه هم با یه لبخند همیشه می گه:"دوس دارم به شما چه؟" طرفم صلوات می فرسته و سرشو تکون می ده می ره!!! همه بد نگا می کنن خیلی کیف می ده!!!! همه می رن منو ساه تکیه دادیم به دیوار عین گدا ها رو زمین نشستیم فقط یه کاسه کم داریم... یه ب.م.و رد میشه یه چیزایی می گه...ما که این خسته ایم که هیچی نمی فهمیم!!! هر کی یه چیزی می گه.... یه پیره زنه باورش نمی شه هی بر می گرده نگا می کنه می خنده..!!! نمی دونم چه اشکالی داره آدم روی زمین خدا بشینه....!! برا مامانم تعریف می کنم می گه"دفعه بعد تو جوب بشینین!!! البته اگه گربه نداشت اینکارو می کردیم... توی همین گیرو دار یکی از فامیلای سایه اینا هم میاد....کلی می خنده...خوبه روح مردمو شاد کردیم!!! راستی یکی از بروبچس داره می ره خونه ی بخت... براش آرزوی موفقیت می کنم!!!(آدم چی می تونه بگه ...). برامون دعا کنید امتحانامونو خوب بدیم.... نظر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 13:21 توسط ماهی کوچولو |
|
|
ای بابا !!! امتحانای ما هم شروع شد ! ولی امتحانای ما یه جوره خاصی فرق داره ! چون ماله ما نهایـــــــــیه !! حوزه ی ما تجربیا پایینه حوزه ی ریاضی هاست ! هر روز بعد از امتحانا ما تجربیا راه میوفتیم میریم بالا با قیافه ی کج و کوله ی ریاضی ها روبرو می شیم !!! نیلوفر که ترکونده همه ی امتحاناشو ماکسیمم ۱ نمره غلط داره !!!! سایه هم که همیشه میگه ...اره خوب دادم...! مورچه ها جیغ جیغ می کنه که واااای نــه نمیخوام نیم نمره غلط دارم !!! من همیشه برگمو خیلی زود میدم ! هیچ وقت نمی تونم زیاد بشینم ! در حال گذشتن از کنار بچه ها وقتی میخوام برگمو بدم با این قیافه ها روبرومیشم: مائده که خودکارش یا تو موهاشه یا تو دهنشه یا تو ......!!!! مرجان که 2 تا برگه اضافه هم گرفته داره مثل تراکتور مینویسه ! مستان که موهاش سیخ تر از همیشه شده !!! النازم همیشه گرفته وبرافروخته س و تعجب می کنه که من چطور دارم برگمو میدم !!! فرانک هم هر وقت میبینه من دارم رد میشم میخنده !!! البته خنده ی عصبیه چون اگه میتونست می زد تو سرم میگفت بشین انقدر زود نده !!! خلاصه که اینجوریاس داریم امتحان میدیم دیگه......! واسمون دعا کنید....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 23:20 توسط کدو |
|
|
hot chicks idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!! خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!! |
| hot chicks |
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو... ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!! همین! |
| فهرست گند کاری ها |
|
گند کاری به شیوه ی دوتایی وای ی بازم داکسی!!! همین جوری اصلا به تو چه؟؟ |
| بجه خفن ها |
|
ماهی کوچولو کدو مستان کلاغ ببیی خارخاری سوسک طلایی مستان کلاغ |
|
RSS
|