![]() |
![]() |
|
| i love hate but i hate love |
|
آخر قصه ی پر هیجان یکشنبه ما اووووووف.........یه مقدار زیادی غم انگیز تموم شد.سمندر عصبانی قرمز شده بود .موهاش سیخ رو هوا از گوشاش دود می زد بیرون از دهنش آتیش خوب برگشت هنوز دهنش باز نکرده بود منو سانی سیاه شدیم (سوختیم !!) کارمون با موفقیت انجام نشد .اومدیم ادامه ی کارو به ماهی واگذار کنیم که قبل از اینکه ما ماجرا رو به نیلو بگیم پرده ی گوشمون پاره شد ! خلاصه سمندر زهرشو ریخت و به هر طریقی که می تونستJooJoo شو از ما گرفت (خودمونیما کلاسو گذاشتیم رو سرمون با این کار .من از معنی نوشتن جا موندم و بیخیال شدم ! ماهی از خواب پرید سانی خشمگین شد...) سایه هم یه نگاه جذاب پر از ذوق و شوق به ما کرد و میرزا جاشو عوض کرد ! خلاصه اینکه اخرش با قهر و دعوا همراه بود . بد شد ! اولش خیلی باحال بود ! خب اولش تقصیر خود گوسفندش بود ! ما اصلا نمی دونستیم که JooJoo داره ! ولی داشت !دیگه آخر قصه ماها که رفتیم پی کار خودمون و علی موند و حوضش ! سایه موند و جوجوش با قلب های شکسته دوستاش !!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 فروردین1386ساعت 13:18 توسط خارخاری |
|
|
گرجی نشسته پهلو سوسک و طناز هم پیشه من نشسته . یهو در کیف گرجی رو باز می کنم ... jojo معلوم میشه !!! کسی نمی خواست برش داره ولی سایه خودش اومد کیفشو جمع کنه...وما 3تا ریختیم رو سرش !!! و از جایی که ماهی کوچولو همیشه مورد آزار و اذیت قرار می گیره...توسط سمندر (گرجی)گاز گرفته شد !!! ول کن نیـــــــــــــــــــــس !!! با این که دهنه سمندر پر از خون شد...ماهی بالا پایین می پرید....اشک تو چشاش جمع شده بود !داد می زد !!! خون تمام صورته سمندر رو گرفته بود !!!یه تیکه از گوشت دست ماهی توی دهن سمندر بود !!! سمندر نعره میکشید....سمندر خونخوار شده بود و وحشی ...و به طبیعتش برگشته بود !!! همه ی موجودات وقتی عاشق می شن لطیف میشن ولی این یکی اونم به خاطر یه تیکه موکت و چیپس و سیر ناچیز ! گوشت دستشو خورد !!! جای تاسف داره... خبری از ماهی نیست !!!! سمندر فرار کرده ... مواظب خود باشید !!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 21:51 توسط ماهی کوچولو |
|
|
بعضی وقتا زل می زنه به یه گوشه و با چشمای چپش همینجوری مات میمونه !
موهاش با صحنه آهسته (اسلو موشن)می پره هوا و آروم آروم (که حالت بهت زده و شیفته ی صحنه به هم نریزه)میاد پایین ....!!! من میگم سایه ! .... حرف نمی زنه .... ماهی میگه سایه !!!! پلک هم نمیزنه.... طناز میگه ای بابا سایه !!! نه مثل اینکه بدجوری..... همه با هم : ســـــــــــــــــــــایه ! یه دفعه از رویا میاد بیرون (از خواب می پره !) لبخند می زنه (یه لبخند خیلی رمانتیک که احتمالا انتظار داره با این لبخند دل طرف رو آب کنه !) اه چه لبخند چندشی !!!! بهش می گم عاشق شدی ؟؟ میگه : من ؟؟؟؟؟!!! نه !!! منو این حرفا !!!! بعد از تو چشاش حناق داره می زنه بیرون ! چشاش شده قده یه بشقاب !!! دهنشو به زور بسته نگه داشته که نخنده دندوناشو نریزه بیرون ! آخرشم ما نفهمیدیم سایه ۵شنبه ها کجا میره !!!؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 20:59 توسط ماهی کوچولو |
|
|
سر کلاس زیست من و فچول داشتیم با هم تست می زدیم ! ما تازگی از معلم زیستمون بدمون اومده (البته بگم متنفر شدیم بهتره !) ما میز آخر نشسته بودیم و به طور دائم به اون ***Fو****BI می دادیم ! در پایان معلم گفت : شماها اون آخر چه می کنید ؟؟ من گفتم داریم لقاح میکنیم ..... و کلاس ترکید .... -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- سره کلاس همه در شرایط بدی نشستن ! بغلیه من سر درد و سرما خوردگی ! من سرما خوردگی و چت زدگی ! یکی از جلوییامون دست شویی و دل درد ! اون یکی هم در غم Avril!!! حتما می پرسید اونی که دست شویی داشت خوب چرا نمی رفت خودشو خالی کنه ؟!؟!؟! جواب : از توالت ایرانی می ترسید ! میترسید بیوفته توش سیفون ببردش !!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 20:21 توسط مستان کلاغ |
|
|
تاریک روشن صبح بود.همینجور داشتم توی کوچه ی مدرسه می رفتم که یکی از پشت زد تو سرم ! برگشتم ! خدا نصیب نکنه ! دیدم ماهی عین خون آشام وایساده داره نگام میکنه ! قیافه ش مثله کسایی بود که می خوان چاقو دربیارن بذارن زیره گلوی آدم !!! با تته پته گفتم : ااا....نیلو جون... خوبی ؟! گفت : وای به حالت امروز زنگ اول با مورچه حرف بزنی ! گفتم چطور ؟ داد زد : بابا مگه من گوشمو از سره راه اووردم ؟؟ تو اون ته با مورچه میگی و می خندی بعد این زنیکه توی گوش ما جیغ می زنه پرده ی گوش منو سایه پاره میشه اون جلو ! هفته ی پیش تا 2 زنگ بعد پرده ی گوشم در نوسان بود !!! خلاصه که امروز اصلا با مورچه حرف نزدم !!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 20:4 توسط کدو |
|
|
اول یک توضیح : روز یکشنبه روز پرماجرایی برای ما بود ! که با 3 پست هر کسی تیکه ایش رو برای شما تعریف میکنه !
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 19:44 توسط ماهی کوچولو |
|
|
اولا سال نو با یکم تاخیر مبارک !!!
دوما ! این روزا هیچ اتفاق خاصی نمی افته !!! نه دعوای قبیله ای ... نه سر کار گذاشتن معلما ... نه خنده کاریای جغد جدید(وزغ) ... و نه هیچ چیزه دیگه ای ! دیگه این روزا تب تبه امتحان معرفی و از این جور کوفت و زهر ماراست !!! این پست هم زدم که بگم ما زنده ایم ، نگران نباشید !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 17:0 توسط کدو |
|
|
hot chicks idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!! خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!! |
| hot chicks |
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو... ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!! همین! |
| فهرست گند کاری ها |
|
گند کاری به شیوه ی دوتایی وای ی بازم داکسی!!! همین جوری اصلا به تو چه؟؟ |
| بجه خفن ها |
|
ماهی کوچولو کدو مستان کلاغ ببیی خارخاری سوسک طلایی مستان کلاغ |
|
RSS
|