تبليغاتX
happy 6 friends
i love hate but i hate love

نمی تونین حتی تصورش کنین که ...

امروز بعد زنگ جذاب اختاپوس که با ...طلا همراه بود عزیز داشتیم و یه امتحان مفصل... از باشگاه اومدیم. همه داشتن مثلا درس می خوندن توی اون سر و صدا.یه یه ربعی گذشت و اندیشیدیم که اگه امروز عزیز نیاد چقدر خوبه. با کلاغ ماهی سوسک مورچه کدو و ففر رفتیم تو کلاس ت.ج بطری بازی. ماهی و کلاغ به هم افتادن و قرار شد ماهی در رو باز کنه هرکی که پشت در بود کلاغ باید بوسش کنه واااااااااااااااااای.... چشمتون روز بد نبینه که همین که در باز شد آقای دکتر نمایان شد مستان بدبخت گریه اش در اومده بود در حین اینکه پشت در داشتیم تصمیم می گرفتیم که چی کار کنیم... تق تق صدای در. ــ بله؟ خانوما من می خوام بیام سر کلاستون ــ ما: وااای... بفرمایید! ففر و مستان که جیم شدن ماهیم که دید تو هچل افتادیم گفت ما ریاضییم ببخشید و کلاس موند و کدو و آقای دکتر   فکر کردیم که پیچوندیمش ولی... اومد دم کلاس ر.ی گفت همتون بیان تو کلاس کارتون دارم. همون موقع بود که یه فکر بکر به مخم خطور کرد بچه ها بیاین ته کلاس (ته کلاسمون دوتا دیوار کوتاه که واسه پیچوندن بیسته بیسته) دوییدیم اون پشت قایم شدیم من کلاغ ماهی سوسک. بــــــــــــــــــــــــــــله آقای دکتر تشریف اوردن ساعت؟ ۹:۳۰ بامداد.  همه از کارمون شوک شده بودن ما هم داشتیم خودمون جا می کردیم که نبینمون خنده بود... اولش ساکت بودیم نمی دونستیم جو چیه!! ولی یه زره که گذشت... هرهرهرهرهرهرهر صدای خنده های خفه شده ی ما بود. این دوستان مهربون ما هم که از روی حسودی گیر دادن که پنجره رو باز کنیم هوا خوبه. هـــــ دستشون درد نکنه پنجره رو باز کردن ما کم کم شروع کردیم به لرزیدن... حالا سوسکی سرفش گرفته نمی تونست سرفه کنه ما هم داشتیم منفجر می شدیم از خنده من که اومدم مثلا جلو خندمو بگیرم هههههههههههییییی هرهرهرهرهر و همه بچه ها پشتمون خندیدند. ساعت؟۱۰:۱۰ ــماهی: ۴۵دقیقه مونده. به به بچه هایی که شورا بودن اومدن (ببیی.فک) و بقیه بچه هایی که پیچونده بودن و خانوم مدیر. قلوپ... قلبمون تو حلقمون بود داشتیم میمردیم اگه میومد... رفت! خطر از بیخ گوشمون گذشت! به سایه میگیم بیاد پنجره رو ببنده تابلو وایساده به ما می خنده و بعدم بر می گرده می گه تست فیزیک زدین؟ ـما: سایه هیس... سایه سایه از کیف خاری خوراکی بده. گلوپ یه سیب افتاد وسط کله خاری بخورین بقیش واسه خودمه نمی دم.

کلاس شلوغ شده بود ما می تونستیم راحتتر حرف بزنیم که کت افسانه که تن ساناز بود آستینش افتاد همون جایی که نباید می افتاد ــ آقای دکتر: کی اون ته خوابیده؟ ــ بچه ها: هیچکی ــ دکتر: چرا یکی هست!! یه زره حرف می زنه میاد که بره... تشریف میارن ته کلاس منو کلاغ سری کله هامونو مخفی می کنیم و سوسکی ماهی نمایان میشن و ماهی با کمال پرویی تو چشای دکی نگاه میکنه و خنده ای شیطونی میکنه یهو کدو و ففر و الی می پرن بغلمون که شما چی کار کرین؟ و کلاس از صدای خنده پر میشه. پا میشیم میایم همه شاد و خرم و متعجب از کار ما تشویقمون می کنن

هنوز دکی نرفته پایین میاد بالا تق تق... ــ در زدم که اونایی که می خوان قایم شن برن قایم بشن (من و ماهی و کلاغ و سوسک): اییییییییییییییییییش

با اعتماد بنفس ما فوق الوجود نشستیم جلوش یه زره سخنوری کردند و تیکه انداختن و رفتند...

خیـــــــــلی کار جالب و پرهیجانی بود خوش گذشت. سر این اتفاق سوسکی سرمخورد کلاغ پاش گرفت ماهی له شد منم قندیل بستم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 19:7  توسط خارخاری | 

آخ چه قدر دلم تنگ شده بود واسه نوشتن توی وبلاگ !این روزا هیچ اتفاق جذابی نمی افته ...

نه دعواهای قبیله ای نه چیز دیگه ای....

 

سوسک شناسی

البته بعضی وقتا سوسک به علت مصرف کردن مایع لوله بازکن توالت قاطی می کنه ...

و هر کسی جلوی دست و پاش بیاد با دمپایی کل من کلی ش له می کنه !

این جانب امروز 3 بار جاخالی دادم...!(یه بار خورد تو کله سایه بیچاره!)

نمره انضباطش رو کم دادن...یکی نیست بگه آخه سوسک ابرو داره که بخواد برداره ؟!

زبان داریم...سوسک مغز متفکر ریاضی ش راه افتاده با تمام سرعت داره از روی پاسخ نامه

ته کتاب کپ می زنه...! هی هم با چشاش چشم غره میره و زیرلب می گه :

مادرت عمله ست...خواهرت عمله ست...عمت عمله ست...BFت عمله ست(بقیه سانسور)

داشتم مینوشتم معلمه صدام زد که درس جواب بدم...هنوز سوال از دهنش در نیومده

جواب میدادم! البته با کمک 22 نفر دیگه...!!!

معلم زبانه یه جوری ادا در می آره انگار 14 سالشه....ام م  م م م م ....!

زنگ قبل چند تا تست نوشتم خیلی خنده بود ، ولی به علت برخی از موازین دوستی

از نوشتن توی وبلاگ معزورم...الان شد 3 تا.....!!!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 17:23  توسط ماهی کوچولو | 

صبح!من و مورچه قدم زنان به سمت مدرسه می ریم.صدایی ناهنجار از پشت میاد! سایه س که

قصد داشته توجه ما رو جلب کنه! به به...سایه خانم تغییر دکوراسیون دادن...!

تجربی ها دو زنگ شیمی! سایه می گه : اه چقدر شما بد بختین! حاضرم 4 زنگ فیزیک داشته باشم

2 زنگ شیمی پشت سر هم نداشته باشم! امسال فقط خدا رو شکر می کنم زنگای شیمی مون پشت

سر هم نیست !

زنگ دوم ریاضی ها معلم ندارن کلاسشون با تجربی ها که شیمی دارن ادغام میشه...ریاضی ها زنگ

سوم شیمی دارن...چی شد؟ریاضی ها-->۲زنگ شیمی پشت سر هم!!!(سایه>>>)

زنگ تفریح سایه چند تا از گندکاری هابه شیوه ی دوتایی که توی دفتر خاطرات نیلو نوشته بود

رو برامون خوند.کلی خندیدیم !

زنگ نهار هم من و ماهی و ببیی و مورچه و سوسک و خارخاری دور هم نشستیم و قرعه کشی

کردیم! قرعه کشیه چی؟....شوهر !!!!

(البته ما خیلی دخملای خوبی هستیم!فقط می خواستیم بخندیم!)

واقعا جالب بود!قرار شد اسمه هر کی 3 دفعه به یک نفر افتاد براش بریم خواستگاری !

انقدر باحال همه به هم رسیدن که نگو !

مورچه که از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید !(سره فامیله بچه های مورچه با سایه

شرط بستم شرطو بردم..!!!!!!!!)

 سوسک هم به چیزی که باید می رسید رسید! کلی بهش خندیدیم !

از همه باحال تر سایه بود! آخر از همه سایه و خارخاری مونده بودن که باید اسما رو بر می داشتن

هنوز 3 تا اسم مونده بود.سایه می گفت من 2 تا بر میدارم!یکی شوهر یکی دوست! چون من نمی تونم

بعد از ازدواج روابطمو با دوستان قطع کنم !!!!

دیگه راضیش کردیم دست از عاداته قدیمی برداره !

خلاصه هر کدومشون یکی برداشتن.اون یکی که موند من باز کردم خوندم!خیاله سایه راحت شد!

عمله هه بهش نیوفتاده بود!

و سایه برگشو باز کرد...چشمتون روز بد نبینه...چنان عربده ی دردناکی کشید که دل سنگ

ذوب می شد !

ما به جای دلداری داشتیم شکل بچه شون رو پیشبینی می کردیم !

شمام از این کارا تو مدرسه بکنین....خوش میگذره....

                                               

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 11:58  توسط کدو | 

ماهی:

صبح رفتم مدرسه ، پرنده هم پر نمی زنه...مدیر**طلا می گه برو باشگاه . دارم می رم

تو راه سر کوچه افسانه رو میبینم بعد جلوتر سایه و میشا...بحث های داغ انجام می شه!

کلی می خندیم!سعی می کنیم به پس کوچه بزنیم که دیر برسیم...بالاخره رسیدیم...

اختاپوس...!کلی در می زنیم...3 نفری با مشت! اختاپوس دررو وا می کنه و به ساعتش

نگاه میکنه...پاشو می کوبه زمین...الان وقت اومدنه..؟! گفتم رفتیم مدرسه...دندوناشو

بهم فشار می ده ...بالاخره رامون میده..!حاضر میشیم...با سایه کل دو انداختم باختم!

اوف بازم اختاپوس...هی غر می زد : کلاستونو Cancelمیکنم (فکر می کنه الان خیلی ناراحتیم)

کلی نق نق ...جیغ جیغ :نیلوفر حالا هی با اکیپت برو این ور اون ور ها !ساکت دیگه...!

گفتم:هیچکی منو دوست نداره...اکیپ چی ؟!

مسخره بازی ! گروه بندی میشیم.به مستان و الناز میگم بیاین با من و سایه و میشا و

خاری...میگن نه ! آخرش مجبور میشن برن تو گروه داکسیا!

اختاپوس می گه سه گام برین! من و سایه تا پشتشو میکنه مسخره بازی در میاریم!

میشا هم که کبود شده داره خفه میشه نشسته! الناز غر می زنه که پام درد می کنه!

اونم نشسته !

من و سایه داشتیم می شوتیدیم.نازنین(همون شیرین پارسال مراجعه شود به دعواهای

قبیله ای ! ) گفت با هم نیاین ...یکی یکی بیاین...

من هم گفتم باشه...فقط به خاطره تو... چشماش قرمز شد...4تا جوش به جوشای پیشونیش

اضافه شد...گفت پررو شدی ها ! گفتم چی می گی تو ؟!

کلی شاخ و شونه کشید و گفت حرفی داری بگو جوابشو بشنو !!!

گفتم حرفمو زدم..باشه...فقط به خاطره تو...

میشا از اون ور هی می گفت نیلو یه دعوا راه بنداز حال کنیم خیلی وقته دعوا نکردیم!!!

ادامه( By Misha(Kado0o

نوبت پاس کاری میشه ! مورچه درصدد گرفتن انتقام بر می آد ! توپی رو با سرعت به طرف

کله ی بی نوای میشا نشونه می ره!!! میشا حالش بده! نمی تونه از خودش دفاع کنه!

خودش رو به دست سرنوشت می سپاره و جاخالی نمی ده ! چشماش رو میبنده!

اما نیلو ناجیه میشا میشه!

نیلوفر با یک حرکت تماشایی به هوا بلند می شه و توپ رو در یک قدمی دماغ میشا مهار

می کنه ! ماهیه مهربونه خودمه !

اختاپوس امروز مسخره ترین کار دنیا رو ازمون خواست !! حرکتی که باید انجام می دادیم

کاملا مشابه والیبال معلولین بود!

انقدر قیافمون باحال شده بود الناز تیزبچه بازی دراورد ازمون فیلم گرفت !!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 18:20  توسط کدو | 
 
hot chicks
idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!!
خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!!
hot chicks
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو...
ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!!
همین!

خراب کاری های قبلی
آذر 1387
دی 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
فهرست گند کاری ها
گند کاری به شیوه ی دوتایی
وای ی بازم داکسی!!!
همین جوری اصلا به تو چه؟؟
بجه خفن ها
ماهی کوچولو
کدو
مستان کلاغ
ببیی
خارخاری
سوسک طلایی
مستان کلاغ
بروبچس اینام شاید خفن باشن؟؟
من وممدم
عشق رویایی من
یه نخ سیگار
حرف های نو
عکس جک اس ام اس
A L I C A M E T A L
عکس های جذاب
بهارستان عاطفه
سینه سوخته
عاشقان شیاطین سرخ
قلب متروک
یک عاشقانه ی آرام
ترنم
وبلاگ دارن شان
دارن شان
NADIASUN
حرف دل
احسان
sevda
رویش
بی خیال دنیا
khoshtipe
شب نیلوفری
جوک
خواستنی های یک دلتنگ دیوانه
*The Girl Who Lived*
دانلود آهنگ و برنامه
Harry Potter Games
Gandom
عشق و دوری
دانلود نرم افزارهای جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

the hot chicks

چت کن حال کن