تبليغاتX
happy 6 friends
i love hate but i hate love
دوستای خوبم سلام.

من ۲ هفته دارم میرم شیراز نیستم.

فکر کنم فقط نیلو باشه که آپ کنه.

برگشتم براتون چند تا عکس ادیت کردم که حتما می ذارم ببینید.

باااای بااای !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 20:13  توسط کدو | 

هی می خوام بنویسم نمی دونم از چی بنویسم

گفتم یه کمی از بچه بازی های مهدکودکمون تعریف کنم!

قضیه از این جا شروع شد:!

چند وقت من و یکی از دوستان که به دلایلی از بردن نامشون معذوریم(اسمشون این قدر دلبره ممکنه عاشقشون بشینو پیاده در خونشون برین...)،نشسته بودیم سر کلاس،سایه هم نبود.

اون دوتا شبیه سازی شده ها پشت ما نشسته بودن،داشتن فخر می فروختن که شاگرد اول شدن اخه از شما چه پنهون که روز کارنامه از مهشید پرسیدن معدلت چند شده ،دیدن مهشید کمتر شده ،یهو با هم دعواشون شد که کی بالاترین معدل کلاس شده ،اولی گفت من شدم،دومی نخیر من بالاتر شدم دعوا باگرفت بالاخره یکی قالب شد.

اومدن پیش من من هم که از شما چه پنهون،حالم خیلی بد بود،باورم نمی شد چشم نمره هامو درست دیده!

گفتن:تو چند شدی؟دیدن خیلی کمتر شدن..گفتن عیبی نداره مهم اینه که آدم یاد بگیره معدل مهم نیست!!!

من حیف حوصله نداشتم وگرنه دعوا می شد.گذشت تا اون روز!

بازم سر زنگ معصومه بود هندسه داشتیم...داشتن به در می گفتن که دیوار بشنوه که معدلشون بالا شده و حال منو د.وستان رو گرفتن...

من هم دیدم زیادی داره شعر می خونه...،از فرصت استفاده کردم دیدم معصومه شاکی که امتحاتونو گند زدید و فقط یه نفر خوب داده من هم که می دونستم اون یه نفر همو دوست دلبرمونه ،پرسیدم خانم کی؟

معصومه گفت،....(سانسور موازین اخلاقی)دلبرمون.

اگه یادتون باشه سر هندسه یه دعوای دیگم داشتیم که این دو تا جزو نداشته بودن اومده بودن بعد امتحان به من گفته بودن که تو به ما جزو ندادی ما بلد نبودیم من هم چند بار توضیح دادم که خودم اون جزو رو نداشتم دیدیم نمی فهمن،گفتم :مخصوصا ندادم که خودم بالا ترین نمره کلاس شم.. همه خندیدم.. گفتن با این حال ما 20 می شیم(سر جلسه این قدر زر زده بودن که معلمه همه رو رسونده بود.) دیگه ادامه ندادم.

خلاصه وقتی معصومه اینو گفت برگشتم گفتم اااا خانم اشتباه می کنیدا مثل این که این دو تا قرار بود بالا ترین نمره ی کلاس شن...!

کپ کردن. دیگه هیچی نگفتن!.

معلم جدید حسابان نمره رو پرسید من 17 شده بودم اونا 19 من ریاضیم خیلی خوبه ، امتحانمو بد داده بودم...

معلمه معلم ریاضی تجریب ها هم بود(مستان و کدو و...)،از اونا پرسیده بود تو ریاضی ها کی خوبه،گفته بودن :نیلوفر وسانسور (دلبر)

کسی اسم اون دوتا رو نبرده بود...

چند روز پیش معلم حسابان سر تجربی ها کلی از من تعریف کرده بود،گفته بود مثل این که اون دوتا خر خونن فقط؟!

مهشید مورچه دوست کدو داشت اینو تعریف می کرد که یهو اون دوتا که داشتن از فضولی می ترکیدن فکر کردن راجب اونا تعریف کرده برگشتن پرسیدن چی شده مورچه با صداقت همه چیزو تعریف کرد!

نمی تونم دقیقا تعریف کنم چی شد!ولی می تونم بگم شبیه صحنه های گاو بازی توی مکزیک ،وقتی گاوه قرمز می بینه...

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 17:28  توسط ماهی کوچولو | 
دوستان می خواستم خیلی سریع چیزی رو بهتون بگم :

همونطور که چند وقت پیش ماهی کوچولو گفت وبلاگ به منظور نوشتن خاطرات روزانه س ، نه

دزدیدن شعر از سایت های دیگه.

در جواب یکی از دوستان که گفتن وبلاکتون شبیه دفتر خاطراته باید بگم که دقیقا درسته ،

وبلاگ یک دفتر خاطراته اینترنتیه ، من نمی دونم اگه قراره شعر از سایتای دیگه بنویسیم که خودمون

میریم تو همون سایت میخونیم دیگه !

متاسفانه مفهومه وبلاگ تو ایران اشتباه جا افتاده.

کسانی هم که به نظرشون ما بی ادبیم بهتره برای اینکه اغفال نشن و چشم و گوششون باز نشه

دیگه به وبلاگه ما نیان !

در ضمن از همه ی دوستای خوبم که با نظراتشون ما رو دلگرم می کنن ممنونم !

خیلی گلین !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 23:5  توسط کدو | 
زنگ اول . مثلثات. حل تمرینا پای تخته . ما مشغوله کپ زدن.

نمره های اول کلاس رفتن تو تخته با دل و جون دارن گوش میدن.و اما اینوره کلاس ...

نیلو گشنه ش شده داره سیب میخوره ! آبشم می پاشه به منو مورچه !

سایه داره اینو اونو ضایع می کنه و موذیانه می خنده! هانیه دی جی موری شده و افسانه فاجعه

میخنده. سپیده تیک داره.هر ۱۰ دقیقه میگه هکل واوا بوس الواوا ...!

لک لک داره می گه که انقدر خوشکله همه تو عروسی به جای عروس اشتباهش میگیرن !

داکسی داره جفت گیری می کنه !بیچاره بادوم (همون جدیده ) سرش رفت !

اون یکی داکسی زل زده به ما ! تو ماته !

الناز داره کیف میکنه که داره تمیز مینویسه ! مورچه هم حرص می خوره !

ای بابا ! نیلوفر چقدر سیب می خوره ؟! دفترم خیس شد ! بر میگردم.اما اون سیب نمیخوره !

با تحقیقه فراوان میفهمیم کولر داره تف میکنه !!! بدبختی کم بود این هم اضافه شد !

امان از دست ماهی کوچولو ! داره مورچه رو تحریک می کنه که با خودکار بیفته به جونه مستان!!

اووف ! دیگه انرژیه همه تموم شد ! غش کردیم. فقط داریم کپ میزنیم.

کلاس آروم.یهو بوی تند نارنگی میپیچه ! همه ی سرا برمی گرده عقب !

سایه با دهنه پر ! کشف منشا بو !

دوباره بچه ها انرژی شونو بدست میارن ...!

الان دیگه کلاس خیلی قشنگ شد!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 9:40  توسط کدو | 
ما خیلی بدبختیم،البته ما به خیلی چیزا میگیم بدبختی.

بدبختی یعنی اینکه تو تابستون از یه تعطیلی ذوق مرگ بشی.

بدبختی یعنی وقتی داریوش می گه شنبه نمیاد و به این معنیه که ساعت ۱۲:۳۰ می ری خونه از

شادی تشنج کنی!

بدبختی یعنی داکسی جلوت تنها بشینه و آبمیوه ی شادلی خورده باشه !

بدبختی یعنی اینکه تو یک روز هم دو فصل امتحان زیست داشته باشی هم فیزیک.

بدبختی یعنی نتونی بعد از یه روزه سخت تابستونی راحت بری خونه!باید در به در دنبال پروداکسی

باشی تا بتونی داکسی رو بپیچونی!

بدبختی یعنی اینکه ناظمه جدیدت بخواد تو رو تو  آغوشه خودش پرورش بده!

بدبختی یعنی اینکه تو تابســتون نتونی ۱ دقیقه بری پای کامپیوتر چون مامانت حالتو می گیره!

بدبختی یعنی اینکه بابات ۲ نصفه شب صدات کنه بگه بابا درس می خونی که ؟!

بدبختی یعنی وقتی مامانت نمی ذاره تکراره فوتبالای جام جهانی رو که ندیدی ببینی!

بدبختی یعنی ...

ما خیلی بدبختیم  نــــــــــه ؟!؟!؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 22:7  توسط کدو | 

به به می بینم که اول و آخرش خودم میام آپ می کنم!

اول از خبرا بگم!

1.در این فصل به دلیل امدن دانش آموز جدید دیگه داکسی نداریم...چون فصل جفت گیریه و این دوره تا 3 ماه طول می کشه اگه داکسی جفت پیدا کرد دیگه داکسی نیست، اگه خدا نکرده بی ... موند...می شه رو داکسی...!

2.تجربیها :همش الافن ما هی درس می خونیم اینا ول می چرخن!

فکر کنید بعد دو زنگ هندسه و فیزیک  ما دلریم حسابان می خونیم که بعدش جبر داریم...

داریوش داشت با جدیت درس می داد یه هو گفت: این تجربها پارتی گرفتن دارن چیپس و... می خورن.

خلاصه چند دقه بعد مستان از در کلاس رد شد و (ها ی هیتلر )داد یه همه ی کلاسواسه جواب دادن......!

معصومه(معلم هندسه(از بالا تا کمر خیس بود بقیشم خیس شد...!

ستم تر از همه اینا ساعت 9 میان11 میرن ما 6 تا 2:30مدرسه ایم...

سه شنبه همه رفتن ما مونده بودیم!همه غرغر بلاخره این قدر بچه ها رفتن چونه زدن تا ما رو ساعت 12:30 فرستادن خونه.

من همش دعا می کردم الناز سالم برسه خونه این قدر نفرینشون کردیم!(الهی بری زیر تریلی...فالبته از این کوچه ها ادم به زور رد می شه چه برسه به تریلی).

خلاصه من سایه و اسمشو نبررفیم بیرون سایه به کارای نکره ما رو بستنی مهمون می خواست بکنه رفتیم تو مغازه سر یخچال سایه سه تا بستنی بر داشت یه هو یکیشون از بسته درومد افتاد کف مغازه سایه هم حول کرد اول یه کم سر صدا کرد بعد چند ثانیه یه چراغ تو سرش روشن شد!!!!

خودشو کنترل کرد نخنده  من و اسمشو نبر سعی می کردیم از خنده رو زمین نیوفتیم!بستنی رو گذاشت سر جاش یکی دیگه بر داشت.

رفت پولشو داد اومدیم بیرون...شرورع کردیم هر هر خندیدن!(جای لکلک خالی"یه خانم تئ خیابون نه می خنده نه چیزی می خوره").

یکی از بچه های کلاسو چند ماه پیش تو انترنت گذاشته بودمش سر کار ،هر بار که انلاین می شم واسم می ذاره بهروز....(من بهش گفتم اسمم نیماست!)دیروز نیمکت پشتیش نشسته بودم دیدم رو پاکنش نوشته (عشق من بهروز)

دلم واسه ما دخترا می سوزه که بعضی وقتا چه قدر احمقیم...!

+ نوشته شده در  جمعه 6 مرداد1385ساعت 11:38  توسط ماهی کوچولو | 
 
hot chicks
idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!!
خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!!
hot chicks
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو...
ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!!
همین!

خراب کاری های قبلی
آذر 1387
دی 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
فهرست گند کاری ها
گند کاری به شیوه ی دوتایی
وای ی بازم داکسی!!!
همین جوری اصلا به تو چه؟؟
بجه خفن ها
ماهی کوچولو
کدو
مستان کلاغ
ببیی
خارخاری
سوسک طلایی
مستان کلاغ
بروبچس اینام شاید خفن باشن؟؟
من وممدم
عشق رویایی من
یه نخ سیگار
حرف های نو
عکس جک اس ام اس
A L I C A M E T A L
عکس های جذاب
بهارستان عاطفه
سینه سوخته
عاشقان شیاطین سرخ
قلب متروک
یک عاشقانه ی آرام
ترنم
وبلاگ دارن شان
دارن شان
NADIASUN
حرف دل
احسان
sevda
رویش
بی خیال دنیا
khoshtipe
شب نیلوفری
جوک
خواستنی های یک دلتنگ دیوانه
*The Girl Who Lived*
دانلود آهنگ و برنامه
Harry Potter Games
Gandom
عشق و دوری
دانلود نرم افزارهای جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

the hot chicks

چت کن حال کن