تبليغاتX
happy 6 friends
i love hate but i hate love

الان تغریبا ۱روز از دادن کارنامها می گذره...بدترین روز زندگی بچه تنبلا!!

کی جدا می تونه خشحال شه ؟  امروز از چندتا از بچه ها خبر گرفتم،ببینم در چه وضع اند!

ببیی که خونه مامان بزرگش به پناهندگی رفته!  ماهی کوچولو که رفته شمال،بلکه از طریق دریا فرار کنه(!!) قبل از اینکه تو روغن سرخش کنن!! 

از سوسک خبری ندارم،حتما اول با دمپایی تهدید شده بعد هم مامانش ریغشو تو حموم دراورده!از  کدو هم خبری ندارم!! احتمال میدم الان گذاشتنش تو مایکروویو ..

البته این جور مواقع پدرها نقش به سزایی دارن... وقتی خسته از کاره روز میرسن خونه و خشحال از اینکه یه گوش اضافه گیر میارن برای نصیحت(دلیله اینکه گفتم یه گوش و نه ۲گوش اینکه صرفا در این مواقع یه گوش برای شنیدن نصیحت ها استفاده می شه، و دیگری برای بیرون ریختن نصیحت ها)  با دیدن قیافه مادر و اینکه تو اشپزخانه داره سالاد درست  می کنه (وقتی مادر ها عصبانی می شن، احساس گرسنگی می کنن. ولی از اونجاییکه     نمی خوان چاق بشن، مشغول درست کردن سالاد به مقدار زیاد می شن)  دلش به رحم میاد. و می خوان یه جوری به ادم امید بدهند. مثلا اگر مادر سوسک اونو تو حال یا اشپزخانه له کرده ، اونو می زاره تو حموم یا با پیف پاف راحتش می کنه. یا اینکه بابای کدو اونو با کمی لیمو و روغن می خوره!! از اون جایی که پرهامو چیندن ، بابام قول داده برام پر کلاغ جمع کنه..!!

الان خیلی دوست دارم پرواز کنم برم بالای بلند ترین درخت گردو(هر درختی مظهر یه چیزیه، من گردو انتخاب کردم...چون خشمزه اس س س س  س س...)بشینم و قار قار کنم و همه سرشونو از پنچره بیرون بیارن و بهم بگن" ای{...} خفه شو" یا اینکه نشونه ای برای دمپایی پاره هاشون گیر بیارن... خدا این روزو کی میاره ؟؟

نتیجه اخلاقی از این مطلب>>>درس بخونید تا صدمه نبینید!!   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 16:5  توسط مستان کلاغ | 

hiZzZz..

mAn mAstAn kaLagham...!! iNja taZe kArAm! yeDor in chiZeyi ke mikham alan tYpe konam-0- be farsi neveshtam!! azabiiiiiiiiiiiiiii  bud (jaTun khaLi!) bad eshtebahy gAaaAnd kary kardam pAk shod !! vaLi alan ke uMadAm 2bare benevisam camelan monSaref shodam...!!(rastesho bekhayn in bare 3vome, farghesh ba dafe ghable ineke in dafe copy paste kardam ... majbur nashodam baZ be typam...omidvaram be dafeye 4 narese!!

baraye shomahayiii ke mane bachezZ kaLaghO nemishnasin..  man ye tikE kaLam daram uNam 2ta & 2bare ( age nemidunid chie , donbalesho nagyryd×)

ho0d0oDe 95% etefaghaty ke dar madrese miofte zire sare mane (o0n 5% male niRuhaye dolatye ..!!)

man dar zaher maZlumam (aksaryat ba in harf mokhalefan) va hich khatayi azam sar nemizane PAS>> AdAme (!) ab zire kariam(yeki aZ kh0oso0siate kalaghym) !! har vaght ye kary mikonam az sahne mahv misham & mamulan mahi ko0ch0olo0 dar sahne baghy miMune !!

hamunJury ke dar mataLebe post shodeye goZashte ho0shmandan-E- moHtaram (kheDmateshun 2ta arZe adAb darym) goftan ... man baZy vaghta yekam shAkh misham...

aZ poshte sahne eshare mishe ke begam man damagham tahala chand bary shikaste ... yek bar be snow board esabet kard ghabl az vurud be pist... bad az vurud ham ke khoda khoDesh maro sAkht!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 19:55  توسط مستان کلاغ | 

توجه برای تمامی دوستانی که به ما سر می زنند و نظر می دن و ما رو خوشحال می کنند و وبلاگ ما رو به بقیه ی دوستانشون توصیه می کنند...

ما تصمیم گرفتیم هر کس برامون نظر می ده توی پیوندامون بگذاریمش..!

داشتم همین کارو می کردم که یهو دیدم ماس لعنتی کلیک نمی کنه ...

یه ماس دیگه فایده نداره..با پیچ گوشتی اوفتادم به جون ماس و بلاخره بعد 10 بار روشن و خاموش شدن حل شد...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 17:14  توسط ماهی کوچولو | 

تابستون یعنی:

دیگه مجبور نیستی صبح ساعت 5 بیدار شی...!

می تونی هر جا دلت خواست برای هر کاری دلت بخواد بکنی و زندگی کنی... بدون نگرانی از قیافه ی خشمگین معصومه (معلم هندسه) و غر غر های روباه (معلم شیمی)

می تونی به زندگی لبخند بزنی...!

و از دست پر حرفی سایه و خراب کاری های من و بی جنبگی های ساناز و تق های الناز و شاخ بازی های مستان و شیدا و مهربونی های بیش از حد میشا و غرغر های مورچه رو واز همه مهم تر داکسی ها و جغد و...

نفس راحت بکشی.

و باز هم کتک کاری های ....

باید تحمل کنیم شاید همین هاست که زندگی رو قشنگ می کنه ...

راستش دلم واسه هیچ کدوشون هنوز تنگ نشده چون فقط دو روزه که ندیدمشون...!

من سایه قراره تا قبل از دادن کارنامه ها زندگی کنیم..فردا میریم بیرون...

چون پس فردا کارنامه میدن...نمی دونم حالا چه عجله ای هست؟

دیروز  رفته بودم کتاب فروشی چشم یه هو به یه کتاب خورد... وای ی ی ی

نه .... خودشه ...

باورت می شه چی بود...

دارن شان

 

دو جلد بود کتاب رو برداشتم اشکم درو آمد...!

یاد آقای کریپسلی (شبح مو نارنجی) و دارن عزیزمو دبی و استیو...

آقای کریپسلی......نه............!وای یاد اون جلد وحشت ناکش افتادم که بعد خوندنش داشتم دو ساعت گریه می کردم...!

شان کوس....

اسم سری جدید کتاب (نبر با شیطان)هست... قبلی هم سرزمین اشباح بود که حدود 12 جلد بود...

اگه هری پاتر دوست دارید از این هم بیش از حد خوشتون میاد...

حدود 100 صفحه ازش خوندم...هیجان زدهام...

بخونیدش...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 9:38  توسط ماهی کوچولو | 

داستان ما ادامه داره...!و تموم نیمیشه...منو سوسک می خواییم تابستون مدرسه رو بپیچونیم...!

خوب...یه کی پرسیده بود داکسی یعنی چی!یعنی یه موجود رو اعصاب که هیچکی نمی تونه تحملش کنه (یه جور سوسک توی کتاب هری پاتر)

ممنون که به ما سر می زنید!!!

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 15:0  توسط ماهی کوچولو | 
آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی .... !

بالاخره امتحانای ما هم تموم شد ! نمی دونم از این به بعد از چی باید براتون بنویسم ! البته زیاد نگران نیستم ، چون ۲ هفته دیگه دوباره به آغوش گرم مدرسه باز خواهیم گشت ! و باز هم همین دیووانه بازی های بچه گانه(و صد البته شیرین و خاطره انگیز) ادامه خواهد داشت تا .....(خدا می داند...! )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 14:11  توسط کدو | 
با پاهایی لرزان و قلبی ترسان وارد مدرسه شدم.یه نصفه روز واسه ۲ تا کتاب ! رفتم تو حیاط. بچه ها چند تا چند تا پخش شده بودن تو حیاط.ساناز و سایه به هم تکیه داده بودن.ساناز گوشاشو گرفته و بود سایه از هر کی رد می شد می پرسید:فعالیت ها رو خوندی؟سختن؟می تونیم خودمون جواب بدیم؟؟ نیلوفر نشسته بود و زیره لب می گفت:حالشونو می گیرم....مستان طبق معمول خودکار بدست به جونه مانتوش افتاده بود. مهسا جیغ جیغ کنان می گفت:وقتمون خیلی کم بود... سحر می گفت:اه ... اون همه وقت واسه فیزیک اینقدر واسه جغرافی...اه... نشستم پیشه نیلوفر.صدای ونگ و وونگه اولا رو اعصاب بود.انسانی ها اومدن گفتن:مهشید چه دوست بدی هستی بیا سوالای آمارتونو بگو دیگه... نعره زدم :من امسال آمار ندارم!!! نیلوفر از جان گذشته باهاشون رفت.داشتم به الناز میگفتم که اگرچه ۱ دور خوندم ولی هیچ چی یادم نیست که سایه شروع کرد:باز این زر زد...همیشه...(لاب لاب لاب).سایه هیچ وقت منو درک نمی کنه! تنها کسی که با خیال راحت بدون دفتر تو حیاط پرواز می کرد مستان بود! تو فکر حرف مستان بودم(گفت همه ی امتحانا به جز فیزیک این کارو کردم و جواب داده!مانتوم خیلی به درد میخوره...) که ناظممون مثل جغد سر رسید! انقدر هولمون کرد که الان درا بسته میشه و ....که مهشید مورچه دستپاچه شد و همه چی از دستش می ریخت! ناظم هم طبع شعریش گل کرده بود  می گفت:پشت درای بسته...با حرص زیره لب گفتم:جغد کوچولو نشسته....خلاصه برگه که اومد جلوم فاتحه رو خوندم!ندونستنا از همون سواله اول شروع شد!حالا فکرشو بکن کسایی که عاشقشونم() هم هی سوال می کردن و جواب می گرفتن! یه نیم ساعتی گذشته بود که صدای سایه مثل همیشه واضح به گوش رسید.تو دلم نذر کردم اگه سایه سواله ۱ رو بلند بگه ۱۰۰ تا صلوات بفرستم ! نه..!خبری نبود!برگمو دادم و با لب و لوچه آویزون رفتم پایین. اونجا همه ی قیافه ها مثل خودم بود! عشقه منو نیلوفر هم اومد پایین.از من یه سوال پرسید.منم یه کم بیشتر از چیزی که سوال خواسته بود بهش گفتم.بعدا اومد منو تکون داد و مشت زد تو بازوم که:چـــرا به من دروغ گـــفتـــی ؟من داشتم سکته می کردم که ممکنه نیم نمره نگیرم!راست میگه خیلی جلو خودشو گرفته بود که عر نزنه! انچــــوچــــــــک...!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 12:24  توسط کدو | 

اگه از دوستان ماهی کوچلو خبر خواستید بگم...

ساناز همون خاله سوسکه ی خودمون(البته از نوع سوسک حموم)از وقتی کلاه گیس نو خریده...عاشق شده.و رفته گل بچینه...!!!(شما می تونید صبر کنید تا 4سال دیگه شاید وقتی تمام گل های دنیا رو چید،برگشت این جا).

 

 سایه(همون ببیی)از بس چرتو پرت گفت فکش یه مدته در رفته و در تیمارستان به سر می بره شاید حالش خوب شه...!در این صورت یه وقت هم برای شما می گیرم که در اثر سر درد نمیرید)

 

شاید چند روزه دیگه یه نویسنده جدید اضافه بمونه سورپرایز شید، کلی بچه معرفه...با لغب (کلاغ)از نوع...

بقیش باشه واسه بعد..

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 14:58  توسط ماهی کوچولو | 

توجه

 

 

اول از همه سلام دوستان خوبی که به ما سر می زنید و نظر می دید!!!!!!!

می دونید ،در جواب نظر بک نفر بگم که:

1.وبلاگ در اصل باید شرح حال روزانه توش نوشته شه...!

تو همه جای دنیا اینو می دونن!!!ولی ما ایرانی ها همه چیزو چپکی می گیریم...!

2.اگه به قول شما وبلاگ اینه که بریم شعر و عکس از سایت های دیگه بدزدیم بذاریم اینجا شما تشویقمون کنید بگین قشنگه؟

از این وبلاگا که توش یکی از عشق اون یکی داره میمیره هی هر روز پست میزاره "مردم بی تو"زیادن توی بلوگفا اگه دوست دارید به اونا سر بزنید.

3.فرق وبلاگ و وب سایت در چیه؟حتما می گید در دیکتش؟

و ما کلا متفاوتیم همیشه افرادی توی جامعه هستن که از تنوع خوششون نمی آد...!

این هم جواب نظر شما و این هم بدونید ما برای خودمون می نویسیم نه برای اینکه شما نظر بدید .

خوش باشی دوست من

لطفا دیگم به وبلاک ما سر نزن...!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 9:48  توسط ماهی کوچولو | 
 سلام.

با تشکر از یکی از عزیزان که منو تنبل و غرغرو خطاب کردند.

ما چهارشنبه امتحان فیزیک داریم . ببینم چی کار می کنید هااااا ...

در ضمن امروز بچه خوبی شدم ۱ بخش رو خوندم ! با خودم هم قرار گذاشتم ۲ تا دیگه هم بخونم !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 15:12  توسط کدو | 
 
hot chicks
idmo mikhay chi kar?hosele doxi nadarama!!!
خفن بازی های پیشتر مون اگه نخوندی از دست دادی!!
hot chicks
-یه عالمه خنده یه عالمه گریه....! این روزا رو دوست دارم چون ما باهمیم همه جا حتی تو خراب کاری ها تو شادی ها...
-بابا جمش کن حالم بد شد...شعر نگو...
ما یه سری بچه ی باحالیم..باحالیم خفنیم...کله خریم...باهوشیم!!!
همین!

خراب کاری های قبلی
آذر 1387
دی 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
فهرست گند کاری ها
گند کاری به شیوه ی دوتایی
وای ی بازم داکسی!!!
همین جوری اصلا به تو چه؟؟
بجه خفن ها
ماهی کوچولو
کدو
مستان کلاغ
ببیی
خارخاری
سوسک طلایی
مستان کلاغ
بروبچس اینام شاید خفن باشن؟؟
من وممدم
عشق رویایی من
یه نخ سیگار
حرف های نو
عکس جک اس ام اس
A L I C A M E T A L
عکس های جذاب
بهارستان عاطفه
سینه سوخته
عاشقان شیاطین سرخ
قلب متروک
یک عاشقانه ی آرام
ترنم
وبلاگ دارن شان
دارن شان
NADIASUN
حرف دل
احسان
sevda
رویش
بی خیال دنیا
khoshtipe
شب نیلوفری
جوک
خواستنی های یک دلتنگ دیوانه
*The Girl Who Lived*
دانلود آهنگ و برنامه
Harry Potter Games
Gandom
عشق و دوری
دانلود نرم افزارهای جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

the hot chicks

چت کن حال کن